تبلیغات
مطالب روز - داستان :: ساحل و صدف
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ،خوش آمدید به وبلاگ مطالب روز ،لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
داستان :: ساحل و صدف
نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن 1392
ساعت : 11:15 ق.ظ
نویسنده : فرشاد
http://mf3blog.mihanblog.com/

مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می ‌شود و چیزی را از روی زمین بر می ‌دارد و وی اقیانوس پرت می‌ کند. نزدیک تر می شود، می ‌بیند مردی بومی صدف هایی را که به ساحل می افتد در آب می‌ اندازد.

صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می خواهد بدانم چه می کنی؟

این صدف ها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.

دوست من!! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمی ‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی کند؟

مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت: "برای این یکی اوضاع فرق کرد."


:: مرتبط با: داستان كوتاه آموزنده ,
:: برچسب‌ها: داستان كوتاه ساحل و صدف , ساحل و صدف , سایت داستان كوتاه عاشقانه , داستان ساحل و صدف ,
:: لینک های مرتبط: مطالب روز ,
 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
What is the tendon at the back of your ankle? شنبه 25 شهریور 1396 04:06 ق.ظ
Hmm is anyone else experiencing problems with
the images on this blog loading? I'm trying to find out if its
a problem on my end or if it's the blog. Any feed-back would be greatly appreciated.
kame یکشنبه 20 بهمن 1392 10:08 ق.ظ
فرشاد پاسخ داد:
مهرداد یکشنبه 13 بهمن 1392 11:13 ق.ظ
اوه لالا
فرشاد پاسخ داد:
رضا پنجشنبه 10 بهمن 1392 06:37 ب.ظ
سلام لینکت کردم لینکم کن بهم خبر بده
فرشاد پاسخ داد:
سلام دوست عزیز
چشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
 
 
تحلیل آمار سایت و وبلاگ Gettheme-designer-com-copyrightdiv class=