تبلیغات
مطالب روز - داستان :: کشاورز و ساعتش
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ،خوش آمدید به وبلاگ مطالب روز ،لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
داستان :: کشاورز و ساعتش
نوشته شده در یکشنبه 20 بهمن 1392
ساعت : 10:45 ق.ظ
نویسنده : فرشاد
http://mf3blog.mihanblog.com/

روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود. بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.

کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد. کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود...

ادامه داستان را در ادامه مطلب دنبال كنید.


 پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد. کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر می رسد." پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد.

بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد. کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد. پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"

پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم."

ذهن وقتی که در آرامش باشد بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر می کند. 


:: مرتبط با: داستان كوتاه آموزنده ,
:: برچسب‌ها: داستان كشاورز و ساعتش , كشاورز , داستان كشاورز , داستان ساعت , داستان كوتاه كشاورز و ساعتش , سایت داستان ,
:: لینک های مرتبط: مطالب روز ,
 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
manicure چهارشنبه 23 فروردین 1396 12:16 ق.ظ
Do you have a spam problem on this blog; I also am a blogger, and
I was wondering your situation; many of us have developed some nice methods and we are
looking to swap solutions with others, please shoot me an e-mail if interested.
مهرداد شنبه 26 بهمن 1392 04:35 ق.ظ
چه بچه ی باهوشی!! یاده بچگی خودم افتادم!!!
فرشاد پاسخ داد:
سلام دوست باهوش
معلومه كه بودی!!
سهیلا یکشنبه 20 بهمن 1392 07:19 ب.ظ
جالب بود. کلا وقتی آرامش داشته باشی همه چی خوبه. هیچ چی بالاتر از آرامش نیست. چیزی که خیلی از ما آدما گمش کردیم...
فرشاد پاسخ داد:
سلام دوست عزیز
حرفتون درسته
اما دیگه همه چی درهم شده...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
 
 
تحلیل آمار سایت و وبلاگ Gettheme-designer-com-copyrightdiv class=